۱۳۸۸-۰۱-۱۱
تعطیل
رفتیم اینجا.
۱۳۸۸-۰۱-۸
تو چند روز گذشته هر وقت تلویزیون رو روشن میکردم، یا داشت تبلیغ جوایز بانکها رو میکرد یا چند دقیقه بعدش شروع میکرد به تبلیغ. از نظر شرعی گرفتن این جوایز اشکالی نداره. حتی مراجعی مثل آیت الله العظمی بهجت هم که گرفتن سود سپردههای بانکی رو جایز نمیدونن مگه با شرایط خاصی، گرفتن جایزه رو بدون اشکال میدونن. فقط در بین مراجع فتوای آیت الله العظمی سیستانی برام جالب بود:
سؤال: گذاشتن پول در بانک برای جایزه چه حکمی دارد؟
پاسخ: اگر هنگام گذاشتن پول شرط سود یا شرکت در قرعه کشی نشود اشکال ندارد.ولی در صورتی که بانک دولتی یا مشترک باشد مأذون در گرفتن جایزه به عنوان مجهول المالک و تصرف در نصف آن هستید و نصف دیگر آن را به فقیر متدین بدهید.
و این فتوا هم به دلیل مبنای خاصیه که ایشون در بحث بانکهای دولتی و مشترک دارن و اون هم اینه که به عقیدهی ایشون بانک دولتی شخصیت حقوقی نداره و لذا نمیتونه مالک چیزی بشه و اموالی که مردم به بانکها میدن، جزء اموال مجهول المالک محسوب میشه. تصرف در مال مجهول المالک هم که با اجازهی حاکم شرع جایزه. ایشون هم به عنوان حاکم شرع در صورتی اجازهی تصرف در جوایز بانکی رو میدن که جایزه گیرنده نصفش رو به فقیر متدین بده.
کاری ندارم که مبنای ایشون درسته یا نه، اما فکرشو بکنین اگه همهی بانکها این طور عمل میکردن ـ که چه این مبنا رو بپذیریم چه نپذیریم، قطعاً بانک این حق رو داره ـ چه گلستونی میشد!
********
هوس کردهام باز آدرس عوض کنم!!
۱۳۸۷-۱۲-۲۵
کم پیش میآید که در مسائل فقهی، یکی از طرفین یا اطراف نزاع ادعای اجماع یا شهرت نکند. با اندک تتبعی میتوان وضعیت این ادعاها را روشن نمود و فریب آن را نخورد. اما نمیدانم چرا برخی اصرار دارند با استناد به همین ادعاها، مدعای خود را ثابت کنند؛ آن هم کسانی که خود مدتی فقه خواندهاند و با این مسائل آشنایند.
نمونهی آن استناد حجت الاسلام کدیور به نوشتهی مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری برای اثبات عدم جواز اجرای حدود در عصر غیبت است. ایشان در مقالهی «آزادی عقیده و مذهب در اسلام و اسناد حقوق بشر» مینویسد:
در اجرای احکام مرتد ـ هر چه که باشد ـ در زمان حضور معصومان و توسط ایشان بحثی نیست. زیرا ایشان خود به تمامی جوانب احکام شرعیه بهتر از هر کسی آشنایند و از کلیه مصالح و مفاسد احکام الهی مطلعاند و تردید در صحت آنچه ایشان به عنوان حکم شرعی انجام میدهند، به هیچ وجه روا نیست. آنچه محل بحث است احکام مرتد در زمان عدم حضور معصوم میباشد. بر فرض صحت همه جانبهی این ادله، آیا اجرای حدود شرعیه از احکام عصر حضور معصوم است یا نسبت به حضور یا عدم حضور معصوم اطلاق دارد و در نتیجه از احکام فرا زمانی دینی است؟ در این زمینه در بین فقیهان شیعه دو قول است. قول معروف عدم جواز اقامه حدود در غیر زمان حضور معصوم است، تا آنجا که برخی بر این امر ادعای اجماع کردهاند. از آنجا که مجازات ارتداد بنا بر نظر مشهور از حدود شرعیه است، این حد همانند دیگر حدود شرعی در زمان عدم حضور معصوم جاری نمیشود.
نوشتهی مرحوم آیت الله خوانساری که مستند ادعای شهرت آقای کدیور است، چنین است:
و أما إقامة الحدود فی غیر زمان الحضور و زمان الغیبة فالمعروف عدم جوازها و ادّعی الإجماع فی کلام جماعة على عدم الجواز إلّا للإمام علیه السّلام أو المنصوب من قبله و المحکی عن جماعة أنّه یجوز للفقهاء العارفین بالأحکام الشرعیّة العدول إقامة الحدود فی حال غیبة الإمام علیه الصلاة و السّلام (جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، ج۵، ص ۴۱۱)
من هنوز توجیهی برای این ادعای عجیب ایشان پیدا نکردهام. بنا ندارم تصریحات فقها بر جواز را نقل کنم، اما به عنوان نمونه نوشتهی مرحوم آیت الله خویی را ببینید:
یجوز للحاکم الجامع للشرائط إقامة الحدود على الأظهر. هذا هو المعروف و المشهور بین الأصحاب، بل لم ینقل فیه خلاف إلّا ما حکی عن ظاهر ابنی زهرة و إدریس من اختصاص ذلک بالإمام أو بمن نصّبه لذلک، و هو لم یثبت. و یظهر من المحقق فی الشرائع و العلّامة فی بعض کتبه التوقّف. (مبانی تکملة المنهاج، ج ۱، ص ۲۷۳)
و روشن است که توقف امثال محقق حلی و علامه در بعضی از کتبشان نیز با قول به عدم جواز تفاوت دارد.
و واقعاً این همه فقیه که بخشی از کتب خود را به حدود و کیفیت اجرای آن اختصاص دادهاند، چه منظوری از این کار داشتهاند؟! با پذیرش نظر مرحوم آیت الله خوانساری چارهای نمیماند مگر آن که بگوییم خواستهاند تکلیف امام زمان «عجلاللهفرجهالشریف» را در دوران حکومت جهانی ایشان روشن نمایند!
۱۳۸۷-۱۲-۲۵
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ الْمَسْمُوکَاتِ وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ وَ الدَّافِعِ جَیْشَاتِ الْأَبَاطِیلِ وَ الدَّامِغِ صَوْلَاتِ الْأَضَالِیلِ کَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ قَائِماً بِأَمْرِکَ مُسْتَوْفِزاً فِی مَرْضَاتِکَ غَیْرَ نَاکِلٍ عَنْ قُدُمٍ وَ لَا وَاهٍ فِی عَزْمٍ وَاعِیاً لِوَحْیِکَ حَافِظاً لِعَهْدِکَ مَاضِیاً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِکَ حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ وَ أَضَاءَ الطَّرِیقَ لِلْخَابِطِ وَ هُدِیَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ وَ الْآثَامِ وَ أَقَامَ بِمُوضِحَاتِ الْأَعْلَامِ وَ نَیِّرَاتِ الْأَحْکَامِ فَهُوَ أَمِینُکَ الْمَأْمُونُ وَ خَازِنُ عِلْمِکَ الْمَخْزُونِ وَ شَهِیدُکَ یَوْمَ الدِّینِ وَ بَعِیثُکَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُکَ إِلَى الْخَلْقِ
اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ مَفْسَحاً فِی ظِلِّکَ وَ اجْزِهِ مُضَاعَفَاتِ الْخَیْرِ مِنْ فَضْلِکَ اللَّهُمَّ وَ أَعْلِ عَلَى بِنَاءِ الْبَانِینَ بِنَاءَهُ وَ أَکْرِمْ لَدَیْکَ مَنْزِلَتَهُ وَ أَتْمِمْ لَهُ نُورَهُ وَ اجْزِهِ مِنِ ابْتِعَاثِکَ لَهُ مَقْبُولَ الشَّهَادَةِ مَرْضِیَّ الْمَقَالَةِ ذَا مَنْطِقٍ عَدْلٍ وَ خُطْبَةٍ فَصْلٍ اللَّهُمَّ اجْمَعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فِی بَرْدِ الْعَیْشِ وَ قَرَارِ النِّعْمَةِ وَ مُنَى الشَّهَوَاتِ وَ أَهْوَاءِ اللَّذَّاتِ وَ رَخَاءِ الدَّعَةِ وَ مُنْتَهَى الطُّمَأْنِینَةِ وَ تُحَفِ الْکَرَامَةِ
۱۳۸۷-۱۲-۲۳
دیروز بعد از کلاس با دوستان رفتیم تو محوطهای که وزارت امور خارجه در اون قرار گرفته. چشمهای من هم که داشت هی کار میکرد و این ور و اون ور رو نگاه میگرد، یه دفعه یه جملهای دید: «الجنة تحت ظلال السیوف».
به دوستان گفتم: حق دارن بهمون میگن تروریست! نمیدونم کجای سازمان ملل نوشتهان: «بنی آدم اعضای یکدیگرند» اون وقت شعار وزارت امور خارجهی ما رو ببین!
**********
این رو هم گوش بدین.